جهان در انتظار توست...
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

جهان در انتظار توست...

خانه |صفحه ی مشخصات | پست الکترونیک

میلاد صاحب الزمان حضرت مهدی اجل الله تعالی فرجه شریف مبارکباد

           

چه جمعه ها که
یک به یک غروب شد نیامدی 
     
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

           

خلیل آتشین سخن
تبر به دوش بت شکن   
 
خدای
ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی


            

برای ما که خسته
ایم و دل شکسته ایم نه  
   
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی


           

تمام طول هفته
را به انتظار جمعه ام      

دوباره صبح و ظهر شد غروب شد نیامدی


           


فرا رسیدن نیمه شعبان میلاد مسعود حضرت صاحب الزمان
(عج)
بر منتظران واقعی آن حضرت مبارک باد











  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 89/5/4 و ساعت 12:45 عصر | منتظران منتظرند()
    صبح بى تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

    صبح بى تو رنگ
    بعد از ظهر یک آدینه

    دارد

    بى تو حتى مهربانى حالتى از کینه دارد

    بى تو مى گویند تعطیل است کار عشقبازى

    عشق اما کى خبر از شنبه و آدینه دارد

    جغد بر ویرانه مى خواند به انکار تو اما

    خاک این ویرانه ها بویى از آن گنجینه دارد

    خواستم از رنجش دورى بگویم یادم آمد

    عشق با آزار خویشاوندى دیرینه دارد

    در هواى عاشقان پر مى کشد با بى قرارى

    آن کبوتر چاهى زخمى که او در سینه دارد

    ناگهان قفل بزرگ تیرگى را مى گشاید

    آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

    قیصر امین پور



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 89/3/25 و ساعت 9:16 صبح | منتظران منتظرند()
    آقا شرمنده ایم...


    نوشته شده توسط منتظر در پنج شنبه 88/9/19 و ساعت 8:51 عصر | منتظران منتظرند()
    خداکند تو بیایی...

    از عمق نا پیدای مظلومیت ما،صدایی آمدنت را وعده می داد.

    صدا را ،عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهر ربانی گرما می داد.

    و ما هرچه استقامت،از این صدا گرفتیم و هرچه تحمل از این نوا در یافتیم .

    در زیر سهمگین ترین پنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم.در کشاکش تازیانه ها وچکاچک شمشیر ها ،برق نگاه تو تابمان می داد و صدای گامهای آمدنت توانمان می بخشید.

    رایحه ات که مژده حضور تو را بر دوش می کشید مرهمی بر زخم های نو به نومان بود و جبر جان های شکسته مان.درد ها همه از آن رو تاب آوردنی بود که آمدنی بودی..

    تحمل شدائد از آن رو شدنی بود که ظهورت شدنی بود و تحقق پیوستی.

    انگار تخم صبر بودیم که در خاک انتظار تاب می آوردیم تا در هرم خورشید تو به بال و پر بنشینیم.

    سنگینی بار انتظاربر پشت ما ،سنگینی یک سال و دو سال نیست سنگینی یک قرن و دو قرن نیست .حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست.

    تاریخ انتظار و شکیبایی ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است بر می گردد،به آن تیر ها که از کمان قساوت بر خاست و بر گلوی مظلومیت نشست،به آن سم اسب های کفر که ابدان مطهر توحید را مشبک کرد.

    به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید.

    از آن زمان تاکنون ما به آب حیات انتظار زنده ایم،انتظار ظهور منتقم خون حسین.

    تاریخ استقامت ما از آن زمان هم دور تر می ر